قاسمى حسينى گنابادى

14

شاه اسماعيل نامه ( فارسى )

بود خشت خم فرق جمشيد و كى * كه كردند سر ، در سر خمّ مى اگر داشت جم جام گيتىنماى * ور اسكندر آيينهء دلگشاى چه حاصل ، كه جم جان به حسرت سپرد * در آن جام آبى به عشرت نخورد سكندر ز گيتى سفر كرد و رفت * ز آيينه ، قطع نظر كرد و رفت نه جم ماند ، نى جام گيتىنماى * ولى همچنان دير عالم بپاى ( نك : 436 - 447 ) از ظرافت‌هاى ساقىنامهء قاسمى ، خاصّه ساقىنامه‌هايى كه در پايان هر عنوان و داستان آورده است ، ذكر اصطلاحات و آلات موسيقى است كه شاعر با تسلّط بر موضوع توانسته است آنها را در شعر خود خوش بنشاند . قاسمى علاوه‌بر شاه اسماعيل‌نامه ، در ساير آثار خود ساقىنامه‌هايى سروده است كه برخى از آنها در مجموعه‌ها و جنگ‌هايى آمده است 29 . 5 - 1 شاعران در شاه اسماعيل‌نامه چنان‌كه پيش‌تر دربارهء نظامى و هاتفى در شاه اسماعيل‌نامه گفته شد ، نام برخى ديگر از شاعران به مناسبت‌هايى در اين اثر ذكر شده است كه شاعر به نوعى آنها را ستوده و به فضل تقدّم آنها اشاره كرده است . اين شاعران ( به جز نظامى و هاتفى كه ذكر آنها رفت ) عبارت‌اند از : انورى ، فردوسى ، امير خسرو دهلوى و جامى 30 . 2 . شاهنامهء نوّاب عالى دومين دفتر از شاهنامهء قاسمى است كه دربارهء شاه طهماسب سروده شده است . شمار ابيات آن 5000 بيت و در سال 950 ق به بحر متقارب به نظم درآمده است . ظاهرا شاعر پس از سرودن اين مجموعه ، چون از شاه صله‌اى دريافت نكرده و يا اگر دريافت كرده درخور او نبوده ، چند بيتى به شكايت سروده و ممدوح خود را « لئيم » خوانده است و به تصريح صفا 31 « گويا بيچاره قاسمى نمىبايست مانند استاد و پيشرو بزرگوارش ، فردوسى آزاده ، از كوشش خود بهره‌اى بردارد و اين را هم مىدانست كه « خاصيّت شهنامه » محرومى و نابرخوردارى از درازدستان زرپرست است . همچنان‌كه فردوسى نامدار پس از صرف همهء ثروت ميراثى ، از كف ناگشادهء محمود ترك‌زاد بهره‌اى « جز